X
تبلیغات
دبستان هجده دی
   
دبستان هجده دی
مدرسه ی ما
 
 
موضوعات

زندگی نامه ی زکریا ( دانشمند بزرگ ایرانی )

آموزشی

تربیتی

شعر و ادبیات

دل نوشته ها

مقاله

روانشناسي

____________________
آرشيو مطالب

دی 1392

اردیبهشت 1390

دی 1389

مرداد 1389

اسفند 1388

دی 1388

آبان 1388

شهریور 1388

____________________
مطالب اخير

تاریخچه ی چادر

فلسفه ى حفظ قرآن

معلم

شناسنامه ی قرآن

نكات آموزنده

خلاقيت

مراحل رشد شناخت و اندیشه كودكان و نوجوانان

پوشه ي كار

ارزشيابي توصيفي الگويي جديد در ارزشيابي تحصيلی

____________________
نويسندگان

زهرا سلطانی ارزشی

زهرا سلطانی ارزشی

____________________
پیوند ها

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

شنبه دوم مرداد 1389

مراحل رشد شناخت و اندیشه كودكان و نوجوانان

۱-  مرحله ی حسی- حرکتی (تولد تا دوسالگی)

نوزاد با مشاهدهی حسی شروع به آموختن میکند و با انجام فعالیت، کاوش و دستکاری محیط برکارکردهای حرکتی خود مسلط میشود. از آغاز رشد، وضعیت زیستی فرد و تجارب او در هم میآمیزد و به یادگیری رفتاری میانجامد. محرکی درک میشود و پاسخی در پی آن به وجود میآید. اما همراه با آن نوعی آگاهی نیز پدید میآید که نخستین طرحواره یا مفهوم ابتدایی است. همچنان که نوزاد تحرک بیشتری پیدا میکند، طرحواره های جدیدتر و پیچیده تری بر مبنای طرحواره های پیشین ساخته می شود.در این مرحله ادارک های هندسی، بینایی و لمسی نوزاد گسترش مییابد. کودک فعالانه با محیط تعامل میکند و آموخته هاي پیشین را به کار می بندد. برای مثال کودکی که استفاده از جغجغه را آموخته، هم اسباب بازی تازه اش را مانند آن تکان میدهد و هم جغجغه را به شیوه های تازه ای به کار می گیرد.

نوزاد در این سن می تواند انگاره ای بینایی از توپ یا نمادی ذهنی از واژهی توپ بسازد که نمایندهی شیء واقعی است یا بر آن دلالت میکند. این باز نمودهای ذهنی برای کودک مجال آن را فراهم می کند که وی اعمال ذهنی خود را در سطح مفهومی جدیدتری انجام دهد. دستیابی به طرح واره ی بقای شیءنشانه ی گذر از مرحله حسی – حرکتی به مرحله ی پیش عملیاتی رشد است.

۲-  مرحله تفکر پیش عملیاتی (دو تا هفت سالگی)

در این مرحله کودک نمادها و زبان را گسترده تر از مرحله ی حسی – حرکتی به کار میبرد. یادگیری او در اين مرحله بدون استدلال است. او نمیتواند منطقی بیندیشد و مفاهیمش ابتدایی است. اشیاء را می تواند بنامد، اما نمی تواند آنها را طبقه بندی کند. کودک در این مرحله بین واقعیت ها و رخدادها، ارتباط منطقی برقرار نمی کند. در آغاز این مرحله، اگر لیوانی از دست کودک بیفتد و بشکند، اوهیچ گونه درک علت و معلولی ندارد و خیال میکند که لیوان آماده ی شکستن بود واو آن را نشکست.

کودک در این مرحله نمی تواند شیء واحدی را در موقعیت های مختلف شیء یگانه ببیند. برای مثال، عروسک واحدی را در کالسکه، تخت خواب و صندلی، سه شیء مختلف تلقی میکند. او در این مرحله اشیاء را در ذهنش بر اساس کارکردشان بازنمایی میکند. مثلاً دوچرخه را «سواری» و سوراخ را «کندن» معنا می کند. کودک در این مرحله آغاز به بهره گرفتن مشروح تری از «زبان» و «نقاشی» می کند و از سطح گفتههای تک واژه ای به سطح عبارات دو واژه ای- شامل یک اسم و یک فعل و یک فعل و یک اسم و یک مُسند – ارتقا می یابد. مثلاً می گوید«مامان خورد»، «بابا خواب »

کودکان در مرحله پیش عملیاتی، با این که خوب و بد را تمیز می دهند، نمی توانند از پس محذورات و دشواری های اخلاقی برآیند. مثلاً هنگامی که از آنها پرسیده می شود:«یک نفر عمداً لیوان را شکسته و یک نفر سهواً ده لیوان را شکسته ؛ کدام یک گناه کارتر است؟»، معمولاً می گوید کسی که ده ظرف را سهواً شکسته مقصرتر است، چون ظرف بیشتری شکسته است.کودکان در این مرحله احساس عدالت ذاتی، ماندگار و جهان شمول دارند، یعنی بر این باورند که عمل بد قطعاً مجازات می شود. کودکان در این مرحله از رشد، خودمحور هستند، یعنی خود را مرکز عالم می دانند و نمی توانند دنیا را از چشم دیگران ببینند یا خود را جای دیگران بگذارند. آنها نمی توانند رفتار خود را به خاطر شخص دیگری تعدیل کنند. وقتی به آنها گفته می شود که ساکت باشند چون برادرشان باید درس بخوانند، گوش نمی دهند. این به این دلیل نیست که منفی کاری کرده اند، بلکه به خاطر تفکر خود محورانه شان نمی توانند موقعیت را از چشم دیگری – در این نمونه، برادرشان- ببینید.( منصفانه، صادقانه و ژرف بیندیشیم ، آیا ما ایرانیان در این مرحله گیر نکرده و تثبیت(Fixed) نشده ایم؟؟

کودکان در این مرحله از نوعی تفکر جادویي استفاده می کنند. طبق این تنوع تفکر، واقعه هایي که پیش از واقعه ی دیگر رخ داده علت آن است. (مثلاً برق را علت رعد می پندارد) نیز کودکان در این سن، نوعی تفکر به نام تفکر جاندارپندارانه دارند؛ یعنی تمایل دارند ویژگی های روانی موجودات زنده مانند احساس و نیت را به وقایع و اشیای مادی نسبت دهند.

3 -  مرحله ی عملیات غیرانتزاعی (هفت تا یازده سالگی)

در این مرحله کودکان با اشیاء و وقایع غیر انتزاعی، واقعی و ادراک، عملیات ذهنی انجام می دهند و تفکر عملیاتی جانشین تفکر خود محورانه شده است. این نوع جدید تفکر مستلزم برخورد با انواع و اقسام اطلاعات خارج از وجود کودک است. از این رو اکنون کودکان می توانند به واقعیت ها از دیدگاه افراد دیگر هم بنگرند. کودکان در این مرحله شروع به استفاده از معدودی فرآیند فکری منطقی کرده اند و میتوانند چیزها را (بر اساس ویژگیهای مشترک) ردیف، منظم و گروه بندی کنند. استدلال قیاسی  که در آن از دو مقدمه، نتیجه ای منطقی گرفته می شود، در این مرحله پیدامی شود. برای نمونه:

الف) همه ی اسبها پستان دارند( مقدمه )

ب) همه پستان داران خون گرمند(مقدمه)، پس همه ی اسبها خون گرمند(نتیجه).

کودکان می تواند استدلال کنند واز قواعد مقررات پیروی نمایند . می توانند خود را تنظیم کرده و کم کم احساس اخلاقی ونظام ارزشی برای خود ایجاد کنند. در کودکانی که توجه بیش از اندازه به قواعد و مقررات دارند، ممکن است رفتار وسواسی-  جبری دیده شود و کودکانی که در برابر داشتن یک نظام ارزشی مقاومت میکنند، اغلب خودرأی و بی تحرک به نظر میرسند.

مطلوب ترین پیامد در این مرحله آن است که کودک به گونه ای سالم به قواعد احترام بگذارد و این را هم البته بداند که هر قاعده ممکن است استثنایی موجه و مشروع داشته باشد. ثبات ادارک عبارت است از توانایی فهم این نکته که اشیاء با وجود تغییر در شکلشان، دیگر مشخصه های خود را چنان حفظ می کنند که باعث می شود همان شیء پیشین شناخته شوند.

برای نمونه، اگر مومی کروی را به شکل سوسیس دراز و کلفت در آورند، کودکان می فهمند که در هردو حالت مقدار موم ثابت بوده است. ناتوانی از ثبات ادراک- آن چنان که در مرحله ی پیش عملیاتی دیده می شود- هنگامی دیده می شود که کودک بگوید سوسیس موم بیشتری دارد، چون درازتر است. بازگشت پذیری عبارت است از قابلیت فهم رابطه ی بین چیزها و دریافتن این که چیزی می تواند به چیز دیگری تبدیل شود و دوباره به شکل نخست خود برگردد(مانند آب و یخ). مهم ترین نشانه ی این که کودک هنوز در مرحله ی پیش عملیاتی است، این است که به ثبات ادراک و بازگشت پذیری نایل نشده باشد. توانایی کودکان برای فهم مفاهیم از مهم ترین نظریه های پیاژه در زمینه ی رشد شناخت است.

مقیاس های کمی عبارت است از جِرم، طول، تعداد، حجم و سطح. کودک هفت تا یازده ساله باید بتواند وقایع جهان واقع را سازماندهی و مرتب کند. برخورد با آینده و احتمالات آن در مرحله ی عملیات صوری رخ میدهد.

۴- مرحله عملیات صوری (از یازده سالگی تا پایان نوجوانی(

مرحله عملیات صوری را زا آن رو به این نام خوانده اند که تفکر نوجوانان به شکلی صوری، بسیار منطقی، نظام مند و نمادین عمل میکند. ویژگیهای این مرحله عبارت است از توانایی تفکر انتزاعی ، استدلال قیاس  ، تعریف مفاهیم و نیز پیدایش مهارتهای جابجایی اعداد و ترکیب آنها که در نتیجه نوجوانان میتوانند مفهوم احتمالات را دریابند. آنها میکوشند همهی روابط و فرضیههای محتمل را برای توضیح دادهها و واقعیتها به کار گیرند. در این مرحله، زبان کاربرد پیچیده ای می یابد، تابع قواعد منطق صوری و قراردادی است و از نظر دستوری درست است. انتزاعی بودن تفکر نوجوان در دلبستگی آنها به مباحث متنوعی مانند فلسفه، دین، اخلاق و سیاست خود را نشان میدهد. تفکر فرضیه های – قیاسي ، عالیترین شکل سازماندهی شناخت است و افراد مجهز به آن می توانند فرضیه یا قضیه هایي را طرح کنند و آن را به محک واقعیت بزنند. استدلال قیاسی حرکت از کل به جزء است و روندی پیچیده تر از استدلال استقرایی است که حرکت از جزء به کل است. از آن جا که نوجوانان می توانند در مورد اندیشه های خود و دیگران بیندیشند، مستعد رفتار خویش آگاهانه (خودمراقبه )   هستند. هم چنان که می کوشند بر تکالیف جدید شناختی مسلط شوند، ممکن است به تفکر خود محورانه- البته در سطحی بالاتر از گذشته- برگردند.

 

رشد زبان در کودکان از 2 تا 8 سالگی 

کودک 24 ماهه

زبان درکی : جملات پیچیده تر را درک میکند.یک حرف اضافه(بالا یا زیر) و دو جمله امر و نهی را درک می کند (کت را بردار و روی صندلی بگذار).از داستان های مصور لذت می برد .4 بخش از بدن را هنگام خطاب شناسایی می کند.

زبان بیانی : از لغت های مبهم کمتر استفاده می کند .تقریبا 3 لغت می داند .نام خود را می داند.از ضمایر (من و ما) استفاده می کند.در صحبت هایش لغت های جدیدی وجود دارد «آن چیست؟» و «آن کجاست ؟». در مورد تجربیات جاری صحبت می کند. اشیا شناس را تشخیص می دهد نیازهای خود را در مورد مایعات و غذا می گوید. جملات طولانی شده و دارای 3-2 لغت است(فرد،شی،فعل). 66% صحبت هایش قابل درک است.

کودک 30 ماهه

زبان درکی : از 5 بخش بدن آگاه است . 

زبان بیانی : در صورت پرسش ،اسم و فامیل را پاسخ می گوید.در مورد خود از ضمیر صحیح استفاده می کند.افعال را به صورت جمع و با زمان گذشته به کار می برد.به طور مداوم صحبت می کند.مرتب چراها را مطرح می کند. جملات 5-4 کلمه ای می سازد.حدود 75% از صحبت هایش قابل درک است.

کودک 4 ساله

زبان درکی : امر و نهی را درک می کند .(رو،زیر،جلو،عقب)

زبان بیانی : یک یا دو رنگ را نام میبرد . لغت من را به کار می برد.تا رقم 5 میشمارد . به خاطر کسب توجه ممکن است ناسزاگویی کند.جملاتی با 7-3 لغت می سازد.1500 لغت می داند.

کودک 5 ساله

زبان درکی : سه جمله پیشنهادی را درک می کند : مثل شستن،خشکح کردن و نشستن

زبان بیانی : رنگ های اصلی را نام می برد. مفهوم لغات را می پرسد.واحد پول را میداند.جملات 12 سیلابی یا بیش از آن را  تکرار می کند.تا رقم 10 می شمارد. 2100 لغت می داند.

کودکان 8-6 ساله

زبان درکی : 3 جمله امرو نهی را پشت سز هم درک می کند.نحوه پاسخ بستگی به خلق وی دارد.به ستایش پاسخ می گوید.

زبان بیانی : جملات 12-10 واژه ای می سازد. 2500 لغت می داند. انواع جمله سازی را می داند. حاصل جمع نمرات را حد اکثر تا 10 می داند. حس نوع دوستی دارد. از گفتن جوک لذت می برد.

 

 

 
 

Weblog Themes By PayamBlog

  

دانلود